تاریخ اتمام استخراج اتریوم | هرآنچه از مرج اتریوم و PoS باید بدانید

تاریخ اتمام استخراج اتریوم | هرآنچه از مرج اتریوم و PoS باید بدانید

تاریخ اتمام استخراج اتریوم؛ مرج (The Merge) و طلوع دوران جدید PoS

استخراج اتریوم در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲) به پایان رسید. این تاریخ نه تنها نشان دهنده توقف فرآیند استخراج با کارت های گرافیک و ماینرهای ASIC است، بلکه سرآغاز یک دوره نوین برای دومین رمزارز بزرگ جهان محسوب می شود. این تحول عظیم، موسوم به مرج، اتریوم را از الگوریتم اثبات کار (Proof of Work) به اثبات سهام (Proof of Stake) منتقل کرد و مسیر آن را به سوی پایداری، امنیت و مقیاس پذیری بیشتر هموار ساخت.

برای کسانی که سال ها به استخراج اتریوم مشغول بودند یا صرفاً به این اکوسیستم پویا علاقه مند هستند، مرج رویدادی فراموش نشدنی بود که چشم انداز آینده را به کلی تغییر داد. این انتقال، حاصل سال ها تحقیق و توسعه توسط جامعه اتریوم بود تا شبکه را برای چالش های پیش رو آماده کند. در ادامه این مقاله، ماجراجویی اتریوم از آغاز تا پایان استخراج و سپس گام های محکم آن در دوران اثبات سهام را با جزئیات بررسی می کنیم و به تمامی ابهامات پیرامون این رویداد تاریخی پاسخ خواهیم داد.

لحظه تاریخی: ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲)، پایان استخراج اتریوم

تاریخ ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲) در تقویم بلاک چین اتریوم برای همیشه ماندگار شد. این روز، نقطه ی پایانی بر دوران استخراج اتریوم با الگوریتم اثبات کار (PoW) بود و آغازگر عصری جدید برای این شبکه محبوب. این تغییر که با نام مرج (The Merge) شناخته می شود، نه یک به روزرسانی ساده، بلکه بزرگترین تحول فنی در تاریخ بلاک چین اتریوم بود که ساختار بنیادین آن را از ریشه دگرگون کرد.

در آن لحظه سرنوشت ساز، زنجیره اصلی اتریوم (که تا آن زمان بر اساس PoW کار می کرد) با زنجیره بیکن چین (Beacon Chain)، که از دسامبر ۲۰۲۰ بر اساس الگوریتم اثبات سهام (PoS) در حال اجرا و آزمایش بود، ادغام شد. این ادغام نه با یک زمان بندی از پیش تعیین شده صرف، بلکه بر اساس رسیدن به یک سطح مشخص از سختی کل شبکه، موسوم به TTD (Total Terminal Difficulty)، اتفاق افتاد. این روش، تضمین می کرد که ادغام زمانی صورت می گیرد که شبکه به بالاترین حد امنیت و پایداری خود رسیده باشد و هیچ شکافی در تداوم فعالیت آن به وجود نیاید.

پس از مرج، شبکه اتریوم به طور کامل به الگوریتم اثبات سهام منتقل شد. این بدان معناست که دیگر نیازی به ماینرها با سخت افزارهای گران قیمت (مانند کارت های گرافیک و دستگاه های ASIC) و مصرف انرژی بالا برای تأیید تراکنش ها و افزودن بلاک های جدید نیست. به جای آن، اعتبارسنج ها (Validators) که توکن های ETH خود را در شبکه قفل کرده اند (استیک کرده اند)، مسئولیت حفظ امنیت و تأیید تراکنش ها را بر عهده گرفتند. این تغییر، تنها یک جابه جایی فنی نبود؛ بلکه یک فلسفه جدید برای اداره و توسعه اتریوم را معرفی کرد که بر پایه پایداری، کارایی و امنیت استوار است.

مرج چه بود و چگونه اتریوم را دگرگون کرد؟

مرج فرآیند ادغام کامل زنجیره بیکن چین (Beacon Chain) با لایه اجرای اصلی اتریوم بود. پیش از این، اتریوم از دو زنجیره موازی بهره می برد: زنجیره اصلی که تراکنش ها را پردازش می کرد و بیکن چین که لایه اجماع PoS را فراهم می آورد. با مرج، این دو زنجیره به هم پیوستند و بیکن چین مسئولیت مدیریت بلاک ها و تراکنش ها را بر عهده گرفت. این ادغام، بدون وقفه در سرویس دهی یا از دست رفتن هیچ داده ای، به آرامی و با موفقیت انجام شد و نشان دهنده سال ها کار بی وقفه توسعه دهندگان بود.

تفاوت بنیادین بین اثبات کار (PoW) و اثبات سهام (PoS) را می توان در نحوه رسیدن به اجماع و حفظ امنیت شبکه مشاهده کرد. در اثبات کار، ماینرها با حل مسائل پیچیده رمزنگاری (که به آن هشینگ می گویند) با یکدیگر رقابت می کنند. اولین ماینری که مسئله را حل کند، حق اضافه کردن بلاک جدید به بلاک چین و دریافت پاداش را به دست می آورد. این فرآیند به قدرت پردازشی و مصرف انرژی زیادی نیاز دارد.

اما در اثبات سهام، خبری از ماینینگ و رقابت محاسباتی نیست. اعتبارسنج ها (Validators) برای مشارکت در شبکه، مقدار مشخصی از توکن های ETH خود را قفل می کنند (استیک می کنند). پروتکل شبکه، بر اساس مقدار ETH استیک شده و به صورت تصادفی، اعتبارسنجی را برای تأیید بلاک بعدی انتخاب می کند. اگر اعتبارسنج وظیفه خود را به درستی انجام دهد، پاداش دریافت می کند و اگر رفتار مخربی داشته باشد، بخشی از ETH استیک شده اش جریمه (Slashing) می شود. این مکانیزم، نه تنها مصرف انرژی را به شدت کاهش می دهد، بلکه مزایای دیگری را نیز برای شبکه به ارمغان می آورد که در بخش بعدی به آن ها خواهیم پرداخت.

چرا اتریوم از استخراج دست کشید؟ دلایل و مزایای اثبات سهام

تصمیم اتریوم برای کنار گذاشتن استخراج و مهاجرت به اثبات سهام، تصمیمی ناگهانی نبود، بلکه حاصل سال ها بررسی و تحقیق در مورد چالش های بلندمدت الگوریتم اثبات کار (PoW) و مزایای بالقوه اثبات سهام (PoS) بود. این انتخاب، با هدف تضمین آینده ای پایدار، کارآمد و امن برای اکوسیستم اتریوم صورت گرفت.

چالش های اثبات کار: موانعی در مسیر پیشرفت

الگوریتم اثبات کار، که بیت کوین و اتریوم (تا پیش از مرج) بر پایه آن بنا شده بودند، علیرغم امنیت اثبات شده اش، با چالش های قابل توجهی روبرو بود:

  • مصرف انرژی هنگفت: شاید بزرگترین انتقاد به اثبات کار، مصرف برق نجومی آن بود. شبکه های PoW برای رقابت ماینرها به قدرت محاسباتی عظیمی نیاز دارند که انرژی فراوانی را مصرف می کند. این مسئله نگرانی های جدی زیست محیطی ایجاد کرده بود و اعتبار اتریوم را به عنوان یک فناوری آینده نگر تحت الشعاع قرار می داد.
  • مقیاس پذیری محدود: معماری اثبات کار به طور ذاتی، در افزایش تعداد تراکنش ها در ثانیه (TPS) با محدودیت هایی روبرو است. برای حفظ امنیت و تمرکززدایی، اندازه بلاک ها و زمان ایجاد بلاک ها نمی تواند بیش از حد کاهش یابد، که این امر مقیاس پذیری شبکه را محدود می کند. با رشد روزافزون اتریوم و افزایش تقاضا، این محدودیت ها به یک گلوگاه جدی تبدیل شده بودند.
  • ریسک های تمرکزگرایی: در حالی که هدف اصلی بلاک چین تمرکززدایی است، در عمل، استخراج با اثبات کار به سمت تمرکز سخت افزاری و جغرافیایی تمایل پیدا کرده بود. شرکت های بزرگ ماینینگ با دسترسی به سخت افزارهای پیشرفته و برق ارزان، می توانستند بخش عمده ای از هش ریت شبکه را در اختیار بگیرند که این امر خطر حملات ۵۱ درصدی و کاهش تمرکززدایی را افزایش می داد.

مزایای اثبات سهام (PoS) برای اتریوم: گامی بزرگ به سوی آینده

انتقال به اثبات سهام، مجموعه ای از مزایای حیاتی را برای اتریوم به ارمغان آورد که آن را برای مقابله با چالش های پیش رو توانمند ساخت:

  • کاهش چشمگیر مصرف انرژی: با حذف نیاز به ماینرهای پرمصرف، اتریوم توانست مصرف انرژی خود را تا بیش از ۹۹.۹۵ درصد کاهش دهد. این تغییر، اتریوم را به یک بلاک چین سبز تبدیل کرد که به طور قابل توجهی سازگارتر با محیط زیست است و دغدغه های پایداری را رفع می کند.
  • افزایش امنیت شبکه: اگرچه مکانیزم اثبات سهام متفاوت است، اما امنیت آن نیز بسیار بالا است. برای انجام یک حمله مخرب در PoS، مهاجم باید بخش قابل توجهی از ETH شبکه را خریداری و استیک کند که هزینه ای بسیار گزاف و غیرمنطقی است. علاوه بر این، سیستم جریمه (Slashing) نیز به عنوان یک عامل بازدارنده قوی عمل می کند.
  • پایه و اساس مقیاس پذیری: اثبات سهام، زیرساخت لازم برای پیاده سازی آپگریدهای مقیاس پذیری آینده، مانند شاردینگ (Sharding)، را فراهم می کند. شاردینگ به اتریوم اجازه می دهد تا شبکه را به بخش های کوچک تر (شارد) تقسیم کند که هر کدام می توانند تراکنش ها را به صورت موازی پردازش کنند، در نتیجه ظرفیت کلی شبکه برای انجام تراکنش ها به صورت چشمگیری افزایش می یابد.
  • تمرکززدایی بیشتر در بلندمدت: با کاهش موانع ورود به عنوان یک اعتبارسنج (تنها نیاز به ۳۲ ETH و یک اتصال اینترنتی پایدار، به جای سخت افزار گران قیمت)، امکان مشارکت طیف وسیع تری از کاربران در حفظ امنیت شبکه فراهم می شود که در بلندمدت به افزایش تمرکززدایی کمک می کند.

مرج نه تنها یک پیشرفت فنی بود، بلکه یک جهش فلسفی برای اتریوم به سوی آینده ای پایدار و کارآمدتر را رقم زد. این رویداد، اتریوم را از یک مصرف کننده بزرگ انرژی به یکی از سبزترین بلاک چین های جهان تبدیل کرد.

آینده ماینرهای اتریوم: از PoW تا PoS

پایان استخراج اتریوم، همانند یک موج بزرگ، تأثیرات عمیقی بر جامعه ماینرها و بازار سخت افزار گذاشت. ماینرهایی که سال ها با سرمایه گذاری هنگفت در تجهیزات و انرژی، به پایداری شبکه اتریوم کمک می کردند، ناگهان خود را در دنیای جدیدی یافتند که قواعد بازی در آن تغییر کرده بود. درک سرنوشت سخت افزار ماینینگ و گزینه های پیش روی ماینرهای سابق اتریوم، بخش مهمی از درک پیامدهای مرج است.

سرنوشت سخت افزار ماینینگ: شوک به بازار کارت های گرافیک

با انتقال اتریوم به اثبات سهام، دستگاه های استخراج مبتنی بر الگوریتم اثبات کار، از جمله کارت های گرافیک (GPU) و دستگاه های ASIC اختصاصی، دیگر قادر به استخراج ETH نبودند. این اتفاق، به معنای منسوخ شدن ناگهانی میلیاردها دلار سخت افزار بود که به طور خاص برای استخراج اتریوم طراحی شده بودند. بازار کارت های گرافیک که در سال های اوج استخراج اتریوم با کمبود و قیمت های نجومی روبرو بود، با سرازیر شدن انبوهی از کارت های گرافیک دست دوم به بازار، دچار شوک بزرگی شد. قیمت ها سقوط کردند و بسیاری از فروشندگان و مصرف کنندگان را تحت تأثیر قرار داد.

گزینه های پیش روی ماینرهای اتریوم

برای ماینرهایی که با پایان استخراج اتریوم مواجه شدند، چندین مسیر وجود داشت:

  1. مهاجرت به سایر شبکه های اثبات کار (PoW): بسیاری از ماینرها به دنبال رمزارزهای دیگری بودند که همچنان از الگوریتم اثبات کار پشتیبانی می کنند و با GPU قابل استخراج هستند. شبکه هایی مانند اتریوم کلاسیک (ETC)، Ravencoin (RVN)، Ergo (ERG)، Flux (FLUX) و Conflux (CFX) از جمله مقاصد اصلی بودند. اتریوم کلاسیک که خود یک هاردفورک قدیمی تر از اتریوم است، پس از مرج اتریوم شاهد افزایش چشمگیر هش ریت بود، زیرا ماینرهای زیادی به سمت آن مهاجرت کردند. با این حال، باید توجه داشت که این شبکه ها معمولاً از نظر ارزش بازار و سودآوری به اندازه اتریوم نبودند و چالش های خاص خود را از جمله رقابت شدیدتر و پتانسیل سود کمتر داشتند.
  2. هاردفورک های اثبات کار اتریوم (EthereumPoW – ETHW): گروهی از ماینرها و توسعه دهندگان، با مخالفت با مرج، تصمیم به ایجاد یک هاردفورک از اتریوم گرفتند که همچنان بر الگوریتم اثبات کار پابرجا بماند. این هاردفورک که با نماد ETHW شناخته می شود، قصد داشت راه را برای استخراج کنندگان اتریوم باز نگه دارد. این توکن در ابتدا مورد توجه قرار گرفت و در برخی صرافی ها لیست شد، اما به دلیل عدم پشتیبانی گسترده و چالش های فنی، نتوانست موفقیت بلندمدت کسب کند و با کاهش ارزش قابل توجهی روبرو شد.
  3. فروش تجهیزات ماینینگ: بسیاری از ماینرهای کوچک و حتی برخی از مزارع بزرگ، با توجه به کاهش سودآوری و عدم اطمینان از آینده سایر رمزارزهای PoW، تصمیم گرفتند تجهیزات خود را به فروش برسانند. این اقدام باعث شد بخش زیادی از سخت افزارهای ماینینگ وارد بازار دست دوم شود.
  4. تبدیل شدن به اعتبارسنج (Validator): برای ماینرهایی که ۳۲ واحد ETH داشتند و به آینده اتریوم اعتقاد داشتند، تبدیل شدن به یک اعتبارسنج در شبکه اثبات سهام گزینه جذابی بود. این کار به آن ها اجازه می داد تا با استیک کردن ETH خود، در حفظ امنیت شبکه مشارکت کرده و پاداش استیکینگ دریافت کنند. این مسیر، نیازی به سخت افزار گران قیمت نداشت و تنها به دانش فنی برای راه اندازی یک نود اعتبارسنج نیاز داشت.

به طور خلاصه، دوران پس از پایان استخراج اتریوم، برای ماینرها با چالش ها و فرصت های جدیدی همراه بود. برخی به موفقیت های نسبی در شبکه های دیگر دست یافتند، برخی دیگر متحمل ضرر شدند، و عده ای نیز با پذیرش تغییر، به عنوان اعتبارسنج به اکوسیستم جدید اتریوم پیوستند.

تولید و عرضه اتریوم پس از مرج: استیکینگ و توکن سوزی

با پایان استخراج اتریوم، بسیاری از علاقه مندان به دنیای رمزارزها این سوال را مطرح می کنند که اگر اتریوم دیگر استخراج نمی شود، پس چگونه توکن های ETH جدید تولید می شوند؟ و آیا اتریوم مانند بیت کوین سقف عرضه ای دارد؟ پاسخ به این سوالات، ما را به قلب مکانیسم های جدید عرضه و تقاضا در شبکه اتریوم پس از مرج می برد، جایی که استیکینگ و توکن سوزی نقش های کلیدی ایفا می کنند.

استیکینگ (Staking) جایگزین استخراج: راهی نوین برای تولید ETH

در دوران اثبات سهام، استیکینگ به روش اصلی برای تولید و تأیید تراکنش ها در شبکه اتریوم تبدیل شده است. این فرآیند به جای قدرت محاسباتی و انرژی زیاد، بر قفل کردن (استیک کردن) توکن های ETH توسط کاربران متکی است:

  • نحوه کار: برای تبدیل شدن به یک اعتبارسنج کامل (Full Validator) در شبکه اتریوم، باید حداقل ۳۲ واحد ETH را در شبکه قفل کنید. این ETH استیک شده به عنوان وثیقه عمل می کند و به اعتبارسنج اجازه می دهد تا در فرآیند تأیید تراکنش ها و ایجاد بلاک های جدید مشارکت کند. پروتکل شبکه، به صورت تصادفی اعتبارسنج ها را برای انجام وظایف خود انتخاب می کند.
  • پاداش استیکینگ: اعتبارسنج ها در ازای انجام صحیح وظایف خود، از جمله تأیید بلاک ها و نگهداری شبکه در حالت آنلاین، پاداش دریافت می کنند. این پاداش ها در قالب توکن های ETH جدید پرداخت می شوند و نرخ بازدهی سالانه استیکینگ بسته به تعداد کل ETH استیک شده در شبکه متغیر است. هرچه ETH بیشتری استیک شود، پاداش اعتبارسنج ها کمتر می شود و بالعکس.
  • استخرهای استیکینگ (Staking Pools): برای کاربرانی که کمتر از ۳۲ واحد ETH در اختیار دارند یا دانش فنی لازم برای راه اندازی و نگهداری یک نود اعتبارسنج را ندارند، استخرهای استیکینگ راه حلی مناسب است. در این استخرها، کاربران می توانند مقادیر کمتری از ETH خود را با سایرین ترکیب کرده و به صورت مشترک در فرآیند استیکینگ مشارکت کنند. پاداش ها به نسبت سهم هر فرد تقسیم می شود و معمولاً ارائه دهندگان استخر نیز کارمزد کمی را دریافت می کنند.

بنابراین، با پایان استخراج، تولید ETH متوقف نشده است؛ بلکه روش تولید آن از طریق رقابت ماینرها به مشارکت اعتبارسنج ها تغییر یافته است. این تغییر نه تنها کارآمدتر و پایدارتر است، بلکه به حفظ امنیت و تمرکززدایی شبکه نیز کمک می کند.

آیا اتریوم هاردکپ دارد؟ توکن سوزی و تبدیل به دارایی ضدتورمی

برخلاف بیت کوین که سقف عرضه مشخصی (۲۱ میلیون واحد) دارد، اتریوم سقف عرضه مشخصی ندارد. این بدان معناست که از لحاظ نظری، تعداد توکن های ETH می تواند به طور نامحدود افزایش یابد که این مسئله در بلندمدت می توانست منجر به تورم و کاهش ارزش ETH شود.

با این حال، توسعه دهندگان اتریوم برای مقابله با این چالش، مکانیسم هوشمندانه ای را طراحی کرده اند: توکن سوزی (Token Burning). این مکانیسم که با پیاده سازی EIP-1559 (Ethereum Improvement Proposal 1559) در آپگرید لندن (August 2021) آغاز شد و پس از مرج نیز ادامه یافت، بخش قابل توجهی از کارمزدهای تراکنش ها را به جای پرداخت به ماینرها (یا اعتبارسنج ها)، به طور دائمی از گردش خارج و می سوزاند.

مکانیزم توکن سوزی به این صورت عمل می کند که هر تراکنش در شبکه اتریوم دارای دو جزء کارمزد است: یک کارمزد پایه (Base Fee) که به صورت پویا تنظیم می شود و کارمزد انعام (Priority Fee) که کاربران می توانند برای سرعت بخشیدن به تراکنش خود به اعتبارسنج ها بپردازند. کارمزد پایه، سوزانده می شود و برای همیشه از بین می رود. در برخی شرایط، مانند زمان های اوج فعالیت شبکه که تقاضا برای فضای بلاک بالاست، میزان توکن سوزی می تواند از میزان تولید ETH جدید (از طریق پاداش استیکینگ) پیشی بگیرد. در این حالت، اتریوم می تواند به یک دارایی ضدتورمی (Deflationary) تبدیل شود، به این معنی که عرضه کلی آن به مرور زمان کاهش می یابد.

لذا، با اینکه اتریوم هاردکپ ندارد، مکانیسم توکن سوزی یک ابزار قدرتمند برای کنترل تورم و حتی کاهش عرضه کلی ETH در بلندمدت است. این رویکرد نوآورانه، اتریوم را از مسیرهای سنتی عرضه رمزارزها متمایز می کند و چشم انداز منحصر به فردی را برای ارزش گذاری آینده آن به وجود می آورد.

نقشه راه و تاریخچه تحولات اتریوم تا مرج

سفر اتریوم از زمان پیدایش تا مرج (The Merge) مسیری پر پیچ و خم و مملو از نوآوری بوده است. این پروژه جاه طلبانه که توسط ویتالیک بوترین در سال ۲۰۱۳ معرفی شد، از همان ابتدا با هدف ایجاد یک پلتفرم غیرمتمرکز برای قراردادهای هوشمند و برنامه های کاربردی فراتر از یک ارز دیجیتال ساده، پا به عرصه وجود گذاشت. مرج نه تنها نقطه پایانی بر یک مرحله، بلکه یک گام حیاتی در نقشه راه تکاملی بزرگ تر اتریوم است.

سیر تکامل اتریوم: از فرانتیر تا لندن

نقشه راه اتریوم به چندین مرحله اصلی تقسیم می شود که هر یک، بهبودها و قابلیت های جدیدی را به شبکه اضافه کرده اند. مرج نقطه اوج فاز صفر (Serenity) بود که زنجیره اثبات سهام را با زنجیره اصلی PoW ادغام کرد.

بیایید نگاهی به مهم ترین آپگریدهای اتریوم بیندازیم که پله پله به مرج منجر شدند:

  • ۲۰۱۳ – انتشار وایت پیپر اتریوم: ویتالیک بوترین ایده اتریوم را برای اولین بار در این سند تشریح کرد.
  • ۲۰۱۵ – فرانتیر (Frontier): اولین نسخه عملیاتی اتریوم راه اندازی شد. این مرحله پایه و اساس توسعه دهندگان برای شروع ساخت برنامه های غیرمتمرکز (dApps) را فراهم کرد و امکان استخراج را به ماینرها داد.
  • ۲۰۱۶ – هومستد (Homestead): اولین آپگرید مهم شبکه که بهبودهایی در پروتکل و شبکه ایجاد کرد.
  • ۲۰۱۷ – بیزانس (Byzantium): این فورک باعث کاهش پاداش بلاک از ۵ به ۳ ETH شد و بمب سختی (Difficulty Bomb) را به تعویق انداخت. بمب سختی مکانیزمی بود که به تدریج استخراج را دشوارتر می کرد تا ماینرها را به سمت اثبات سهام سوق دهد و از فورک های دائمی PoW جلوگیری کند.
  • ۲۰۱۹ – قسطنطنیه (Constantinople): شامل چندین تغییر در کارایی و هزینه های گس، و همچنین تعویق مجدد بمب سختی بود.
  • ۲۰۱۹ – استانبول (Istanbul): بهبود مقاومت در برابر حملات DoS و بهینه سازی هزینه های گس برای عملیات خاص.
  • ۲۰۲۰ – میور گلیشیر (Muir Glacier): این آپگرید به طور خاص برای تعویق مجدد بمب سختی انجام شد تا زمان بیشتری برای آماده سازی مرج فراهم شود.
  • ۲۰۲۰ – آغاز بیکن چین (Beacon Chain): این زنجیره موازی، لایه اجماع اثبات سهام اتریوم را راه اندازی کرد و به صورت مستقل شروع به کار کرد. بیکن چین، بدون پردازش تراکنش های اصلی، اعتبارسنج ها و مکانیسم های PoS را آزمایش می کرد.
  • ۲۰۲۱ – برلین (Berlin): بهبودهای جزئی در هزینه های گس و پشتیبانی از انواع تراکنش ها.
  • ۲۰۲۱ – لندن (London): این آپگرید بسیار مهم بود، چرا که EIP-1559 را معرفی کرد که مکانیسم توکن سوزی کارمزدهای پایه تراکنش ها را فعال کرد و همچنین زمان بندی بمب سختی را تغییر داد.

جایگاه مرج در نقشه راه بزرگ تر اتریوم

مرج نقطه عطفی بود که اتریوم را از فاز Frontier و Homestead به فاز Serenity یا همان اتریوم ۲.۰ (اصطلاحی که اکنون منسوخ شده است) منتقل کرد. اما مرج تنها گام اول از یک برنامه بلندپروازانه بود. ویتالیک بوترین و توسعه دهندگان اتریوم، نقشه راهی بزرگ تر با عنوان The Surge, The Scourge, The Verge, The Purge, The Splurge را برای آینده اتریوم ترسیم کرده اند:

  • The Surge (موج): هدف این مرحله، افزایش مقیاس پذیری اتریوم از طریق پیاده سازی شاردینگ (Sharding) است. شاردینگ به شبکه امکان می دهد تا تراکنش ها را به صورت موازی پردازش کند و ظرفیت آن را به طور چشمگیری افزایش دهد.
  • The Scourge (بلا): این مرحله بر تمرکززدایی و مقاومت در برابر سانسور متمرکز است. هدف آن اطمینان از اینکه اعتبارسنجی و ساخت بلاک نمی تواند توسط یک نهاد متمرکز کنترل شود.
  • The Verge (لبه): با معرفی Verkle Trees، این مرحله بهینه سازی هایی در ذخیره سازی داده ها و افزایش قابلیت اعتبارسنجی را به ارمغان می آورد.
  • The Purge (پاکسازی): هدف این مرحله، ساده سازی پروتکل اتریوم و کاهش حجم داده های تاریخی مورد نیاز برای نودها است، که به بهبود کارایی و کاهش هزینه های عملیاتی کمک می کند.
  • The Splurge (ولخرجی): این فاز نهایی شامل مجموعه ای از بهینه سازی ها و بهبودهای نهایی است که هدف آن حصول اطمینان از عملکرد روان و کارآمد شبکه در درازمدت است.

اصطلاح اتریوم ۲.۰ دیگر اصطلاح رسمی نیست و به جای آن، اکنون به Ethereum با لایه های اجرا (Execution Layer) و اجماع (Consensus Layer) اشاره می شود. لایه اجرا جایی است که تراکنش ها پردازش می شوند (مانند موتور اتومبیل) و لایه اجماع جایی است که بلاک ها ایجاد می شوند و شبکه به توافق می رسد (مانند سیستم کنترل اتومبیل). این تغییر در اصطلاحات، نشان دهنده این است که مرج یک ارتقاء یکپارچه بود، نه ایجاد یک شبکه جدید، و اتریوم اکنون به طور کامل وارد دوران اثبات سهام شده است.

نتیجه گیری

پایان استخراج اتریوم در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲) و اجرای موفقیت آمیز مرج، نقطه عطفی بی سابقه در تاریخ ارزهای دیجیتال بود. این رویداد، اتریوم را از الگوریتم اثبات کار (PoW) به اثبات سهام (PoS) منتقل کرد و سرآغاز فصلی جدید برای این شبکه پیشرو شد.

این تغییر بنیادین، مزایای بی شماری را برای اکوسیستم اتریوم به ارمغان آورد؛ از جمله کاهش چشمگیر مصرف انرژی که آن را به یک بلاک چین پایدار و سازگار با محیط زیست تبدیل کرد، افزایش امنیت از طریق مکانیسم های اعتبارسنجی و جریمه، و مهم تر از همه، فراهم آوردن زیرساخت لازم برای مقیاس پذیری عظیم آینده از طریق شاردینگ. برای ماینرها، این تغییر به معنای پایان یک دوران و آغاز جستجو برای فرصت های جدید در سایر شبکه های PoW یا ورود به دنیای استیکینگ اتریوم بود.

اکنون، تولید توکن های ETH از طریق استیکینگ و پاداش به اعتبارسنج ها ادامه دارد و مکانیسم توکن سوزی EIP-1559 نیز نقش حیاتی در کنترل عرضه و تبدیل اتریوم به یک دارایی ضدتورمی ایفا می کند. مرج تنها اولین گام از یک نقشه راه بلندپروازانه بود که اتریوم را برای آینده ای از مقیاس پذیری، امنیت و تمرکززدایی بی سابقه آماده می سازد. اتریوم اکنون با عزمی راسخ تر از همیشه، به سوی تحقق چشم انداز خود به عنوان ستون فقرات اقتصاد غیرمتمرکز جهانی گام برمی دارد و هر روز با فناوری های نوین، به تکامل خود ادامه می دهد.

آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "تاریخ اتمام استخراج اتریوم | هرآنچه از مرج اتریوم و PoS باید بدانید" هستید؟ با کلیک بر روی ارز دیجیتال، ممکن است در این موضوع، مطالب مرتبط دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "تاریخ اتمام استخراج اتریوم | هرآنچه از مرج اتریوم و PoS باید بدانید"، کلیک کنید.